سه شنبه , آبان ۳۰ ۱۳۹۶
خانه / ادبیات / ادبیات جهان / زندگینامه فیودور داستایوفسکی

زندگینامه فیودور داستایوفسکی

فیودور میخاییلوویچ داستایفسکی

Fyodor Mikhailovich Dostoevsky

(روسی: Фёдор Миха́йлович Достое́вский)

 

زندگینامه فیودور میخاییلوویچ داستایفسکی

نویسندهٔ مشهور و تأثیرگذار اهل روسیه بود.

در ۱۱ نوامبر سال ۱۸۲۱ در مسکو به دنیا امد.

فرزند دوم خانواده داستایوفسکی بود. پدرش پزشک بود و از اوکراین به مسکو مهاجرت کرده بود و مادرش دختر یکی از بازرگانان مسکو بود.

در ده ‌سالگی والدینش مزرعه‌ای کوچک در حومه شهر تولا در نزدیکی مسکو خریدند که از آن به بعد تابستان‌ها را در این مکان بگذرانند. با وجود اینكه در دوران كودكی همواره دست به گریبان بیماری بود اما از همان آغاز زندگی ، همواره از او كار می كشیدند .

در ۱۸۳۴ همراه با برادرش به مدرسهٔ شبانه‌روزی منتقل شدند و سه سال آنجا ماندند. در پانزده‌سالگی مادرش از دنیا رفت. در همان سال امتحانات ورودی دانشکدهٔ مهندسی نظامی را در پترزبورگ با موفقیت پشت سر گذاشت و در ژانویهٔ ۱۸۳۸ وارد دانشکده شد.

در تابستان ۱۸۳۹ خبر فوت پدرش به او رسید. در ۱۸۴۳ با درجهٔ افسری از دانشکدهٔ نظامی فارغ ‌التحصیل شد و شغلی در ادارهٔ مهندسی وزارت جنگ به دست آورد. تا تابستان ۱۸۴۴ سهم ارث پدری‌اش به خاطر ولخرجی‌های مختلف به اتمام رسید.

در زمستان ۱۸۴۴-۱۸۴۵ رمان کوتاه مردم فقیر را نوشت که بدین وسیله وارد محافل نویسندگان بزرگ روسی شد و برای خود شهرتی کسب کرد. طی دو سال بعد داستان‌های همزاد، آقای پروخارچین و خانم صاحبخانه را نوشت.

پلیس مخفی در سال ۱۸۴۹ او را به جرم براندازی حکومت دستگیر کرد. دادگاه نظامی برایش تقاضای حکم اعدام کرد که در ۱۹ دسامبر مشمول تخفیف شد و به چهار سال زندان و سپس خدمت در لباس سرباز ساده تغییر یافت.

در زمان تبعید و زندان حملات صرع که تا پایان عمر گرفتار آن بود بر او عارض گشت.

در ۱۵ فوریه ۱۸۵۴ از زندان بیرون آمد تا دورهٔ بعدی مجازاتش را در لباس سرباز عادی طی کند. به عنوان مأمور خدمت در گردان هفتم پیاده نظام سیبری به سمیپالاتینسک اعزام شد.

در ۶ فوریه ۱۸۵۷ بعد از دو سال عشق جانفرسا با «ماریا دیمیتریونا» بیوهٔ یک کارمند گمرک ازدواج کرد.

در بهار ۱۸۵۹ استعفایش از ارتش پذیرفته شد و توانست به نزدیکی مسکو نقل مکان کند. دو داستان خواب عمو جان و دهکدهٔ اشپیانچیکوو را نوشت و به چاپ رسانید.

عرض ‌حالی برای الکساندر دوم فرستاد و بدین وسیله اجازه یافت به پترزبورگ برود. در نشریه‌ای که برادرش منتشر می‌کرد «ورمیا» شروع به روزنامه‌نگاری کرد.

از ژوئن تا اوت ۱۸۶۲ به اروپا سفر کرد. داستانی به نام ماجرای بی‌شرمانه را در «ورمیا» به چاپ رسانید. در ماه ژوئن ۱۸۶۳ «ورمیا» تعطیل شد. قسمتی از تابستان و پاییز ۱۸۶۳ را با همسرش در اروپا گذراند. در ۱۶ آوریل ۱۸۶۴ ماریا درگذشت. در فاصله سال‌های ۶۴-۱۸۶۲ کتاب‌های خاطرات خانه مردگان و آزردگان را به چاپ رسانید.

در ۱۸۶۶ جنایت و مکافات را نوشت و در اکتبر همان سال رمان قمارباز را در ۲۶ روز نوشت. این کار با تندنویسی «آنا گریگوریونا» انجام شد.

در ۱۵ فوریه ۱۸۶۷ با آنا ازدواج کرد و در آوریل همان سال با همسرش به اروپا سفر کرد و تا تابستان ۱۸۷۱ به روسیه بازنگشت. در این سفر بارها پول خود را در قمار از دست داد. سال اول سفر را در سوئیس و سال دوم را در ایتالیا و دو سال آخر را در دِرِسدِن گذراند.

نوشتن ابله را در ژانویهٔ ۱۸۶۹ در فلورانس به پایان رسانید و همیشه شوهر را در پاییز همان سال در درسدن نوشت. در ژوئیهٔ ۱۸۷۱ نوشتن جن‌زدگان را به پایان رسانید. در آغاز سال ۱۸۷۳ سردبیر مجلهٔ «گراژ دانین» شد و تا ماه مارس سال بعد به این کار ادامه داد. جوان خام را در زمستان ۷۵‐۱۸۷۴ نوشت که در طول سال ۱۸۷۵ در مجله «اوتچستیه زابیسکی» انتشار یافت.

یادداشت‌های روزانهٔ نویسنده را طی سال‌های ۷۷‐۱۸۷۶ به همین نام در روزنامه منتشر کرد. برادران کارامازوف در طول سال‌های ۷۹‐۱۸۸۰ به تدریج در «روسکی وستنیک» منتشر شد.

در جشن سه روزهٔ بزرگداشت پوشکین در پی سخنرانی‌اش به اوج شهرت و افتخار در زمان حیاتش رسید.

ویژگی منحصر به فرد آثار وی روانکاوی و بررسی زوایای روانی شخصیتهای داستان است. سوررئالیست‌ها مانیفست خود را بر اساس نوشته‌های داستایوسکی ارائه کرده‌اند.

اکثر داستان‌های وی همچون شخصیت خودش سرگذشت مردمی‌ست عصیان زده، بیمار و روان‌پریش.

او ابتدا برای امرار معاش به کار ترجمه پرداخت و آثاری چون اورژنی گرانده اثر بالزاک و دون کارلوس اثر شیلر را ترجمه کرد.

داستایوفسکی را نمیتوان تنها یک داستان نویس به شمار آورد، او اولین کسی است که روانشناسی جدید را در داستان وارد و دو جنبه از وجود بشری را که وجدان آگاه و ناخودآگاه است، ترسیم کرده است و با چنان قدرتی روح و اندیشه بشر را در قالب داستان پیش چشم گذارده که همه اشخاص داستان به طور شگفت انگیزی در نظر آشنا و مأنوس می آیند.

حوادث داستانهای داستایوفسکی همه در شهرها، در خانه های محقر و در اتاقهای کثیف می گذرد، جایی که به زندگی توده مردم دردمند و ستمدیده اختصاص دارد، بنابراین عجیب نیست که همه مردم او را حامی خود بدانند و به آثارش چنین دل ببندند. داستایوفسکی معرفت ما را از عالم انسانی وسعت بخشیده است. اکثر داستان‌های وی همچون شخصیت خودش سرگذشت مردمی است، عصیان زده، بیمار و روان‌پریش. ابتدا، برای امرار معاش، به کار ترجمه پرداخت، و آثاری چون اوژنی گرانده اثر بالزاک و دون کارلوس اثر شیلر را ترجمه کرد.

تحصیلات و مدارك علمی:

تحصیل در دانشکدهٔ مهندسی نظامی پترزبورگ

آثار :

مردم فقیر

برادران کارامازوف

جنایت و مکافات

ابله

قمارباز

جن زدگان(تسخیر شدگان)

خطابه ی پوشکین

خاطرات خانه مردگان

شبهای سپید

دفتر یادداشت روزانه ی یک نویسنده

همیشه شوهر

یادداشت های زیر زمینی

روز بیست و هشتم ژانویه سال ۱۸۸۱در منزلش در سن پترزبورگ از خواب بیدار شد. ناگهان دریافت که آن زوز آخرین روز زندگی اوست. او همچنان روی تخت دراز کشید و صبر کرد تا همسرش (آنا)از خواب برخیزد. آنا ابتدا حرف او را باور نکرد ولی او اصرار داشت که همسرش کشیش را خبر کند. وقتی کشیش بر بالای سرش دعا خواند او از دنیا رفت.

داستایوفسکی:

تنها آرامش و سکوت سرچشمه‌ی نیروی لایزال است.

همچنین ببینید

زندگينامه هنری وادزورث لانگ فلو

زندگينامه هنری وادزورث لانگ فلو شاعر آمریکایی زندگینامه, نویسنده, هنری وادزورث لانگ فلو, شاعر, biography, henry wadsworth longfellow,

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code