سه شنبه , مرداد ۳ ۱۳۹۶
خانه / دکلمه اشعار

دکلمه اشعار

فریدون مشیری – امیرکبیر

فریدون مشیری ** متن شعر امیرکبیر ** رمیده از عطش سرخ آفتاب کویر، غریب و خسته رسیدم به قتلگاه امیر زمان، هنوز همان شرمسار بهت زده، زمین، هنوز همین سخت جان لال شده، جهان هنوز همان دست بسته تقدیر! هنوز، نفرین می بارد از درو دیوار هنوز، نفرت از پادشاه …

بیشتر بخوانید »

فریدون مشیری – دکلمه تشنه در آب

فریدون مشیری ** متن شعر تشنه در آب ** با شاخه های نرگس شمع و چراغ وآینه تنگ بلور و ماهی نوروز را به خانه خاموش می برم هر چند رنگین کمان لبخند در آستان خانه نباشد هر چند در طلوع بهاران در شهر یک ترانه نباشد شمع و چراغ …

بیشتر بخوانید »

فریدون مشیری – دکلمه دوستی

فریدون مشیری ** متن شعر دوستی ** دل من دیر زمانی است که می پندارد دوستی نیز گلی است ؛ مثل نیلوفر و ناز ، ساقه ترد ظریفی دارد . بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد جان این ساقه نازک را دانسته بیازارد ! در زمینی که ضمیر …

بیشتر بخوانید »

فریدون مشیری – دکلمه ریشه در خاک

فریدون مشیری ** متن شعر ریشه در خاک ** تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد و اشک من تو را بدرود خواهد گفت نگاهت تلخ و افسرده است دلت را خار خار نا امیدی سخت آزرده است غم این نابسامانی همه توش و توانت را ز …

بیشتر بخوانید »